| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 547 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
در این پروژه پاورپوینت آزمایشگاه مصالح ساختمانی - آزمایش درجه اشتعال قیر در 15 اسلاید کاملا قابل ویرایش همراه با شکل و تصاویر طبق موارد زیر ارایه شده است:
1- مقدمه :
2- هدف از انجام آزمایش :
3- وسایل مورد نیاز :
4- مصالح موزد نیاز :
5- روش انجام آزمایش
6- نکات کم شدن خطاهای آزمایش :
| دسته بندی | فایل های لایه باز و PSD |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 6950 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 1 |
لیبل و برچسب فروش تخم بلدرچین
اندازه 18*13
شامل یک فایل لایه باز با فرمت psd
کیفیت 300
قابل ویرایش
مخصوص دفتر فنی
قابل ویرایش با فتوشاپ
فرمت فایل psd
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
آنچه نفس، این موجود بیهمتای الهی را از دیگر موجودات متمایز میسازد، صفت بقا و جاودانگی آن است. مقاله حاضر سعی دارد مسأله بقای نفس را از دیدگاه فلاسفه بزرگی مانند ابنسینا، شیخ اشراق و ملاصدرا مورد بررسی قرار دهد. همچنین به دلیل رابطه تنگاتنگ میان بقای نفس و مسأله معاد، بحث از معاد نیز به دنبال آن خواهد آمد.
در آغاز پس از نگاهی گذرا به معنای بقا و مراد فلاسفه از آن، به بیان ادله هر کدام از فلاسفه در باب آن خواهیم پرداخت که حاصل آن اثبات صفت جاودانگی برای نفس خواهد بود. سپس به معنای معاد و تفاوت آن با بقا پرداخته و دیدگاه هر کدام از فلاسفه مذکور در باب کیفیت و چگونگی معاد، مورد بحث قرار خواهد گرفت. نتیجه بدست آمده این است که ابنسینا معاد روحانی را با دلایل عقلی اثبات نموده و معاد جسمانی را به شرع ارجاع داده است. شیخ اشراق سعی نموده تا با تکیه بر اصول اشراقی معاد جسمانی را اثبات نماید اما او نیز از اثبات عینیت جسم دنیوی و اخروی بر نیامده است. صدرالمتألهین با بنیان نهادن یازده اصل مستحکم، به تبیین و اثبات معاد جسمانی همت گمارده است.
واژگان کلیدی
نفس ناطقه، بقـا، فساد، معاد روحانی، معاد جسمـانی، ابنسینا، شیخ اشراق، ملاصدرا
روح آدمی یا به تعبیر فلاسفه، نفس ناطقه انسانی از مخلوقات شگفت خداوند است که از صفات و ویژگیهای خاصی برخوردار میباشد. از جمله این صفات، ویژگی «تجرد» است[2]. اما اصل تجرد نفس لوازم بسیاری در پی دارد که مهمترین آنها بقا و جاودانگی است. اثبات بقا در واقع اساس و زیر بنای اثبات معاد و زندگی ابدی را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر، برای اثبات معاد باید ابتدا تجرد و سپس بقای نفس را اثبات نماییم.
بر این اساس، در این مقاله برآنیم تا دلایل و آراء سه فیلسوف بزرگ مسلمان (ابنسینا، شیخ اشراق و ملاصدرا) که مؤسس سه مشرب فلسفی بزرگ مشاء، اشراق و حکمت متعالیه هستند را نقل و نقد نماییم. پس از اثبات بقای نفس به بحث پیرامون معاد و دیدگاه این متفکران مسلمان پرداخته و در مورد چگونگی آن بحث خواهیم نمود.
مراد از بقا نزد فلاسفه اسلامی
قبل از پرداختن به دلایل فلاسفه مبنی بر بقای نفس، باید بدانیم بقا نزد فلاسفه به چه معناست؟ به عبارت دیگر، مراد ایشان از بقا، آن هنگام که در صدد اثبات این صفت برای نفس آدمیاند، چیست؟
اولین معنایی که از واﮊه بقا به ذهن آدمی تبادر میکند، معدوم نشدن و فانی نگردیدن است. به عبارت سادهتر، فنا ضد کلمه بقا و باقی متضاد فانی به شمار میآید. با این حساب «نفس، باقی و جاودانه است» یعنی نفس فنا نمیپذیرد و معدوم نمیگردد. اما آیا فلاسفه در صدد اثبات فناناپذیری نفس میباشند؟
اندک تأملی در معنای کلمه فنا ما را به پاسخ این سؤال رهنمون میسازد. فنا به معنای معدوم شدن یا ازاله وجود است. به عبارت دقیقتر، فلان امر فانی شد یعنی عدم بر وجودش چیره شد. روشن است که غلبه عدم بر وجود، امری محال است، لذا نه در مورد مادیات و نه مجردات رخ نمیدهد. ما در اطراف خود مشاهده میکنیم که فلان چیز از بین رفته و جای خود را به امر دیگری میدهد. مثلاً آب به بخار تبدیل میشود یا هسته خرما تبدیل به درخت میگردد یا اینکه مواد به اجزاء تشکیلدهنده خود منحل میشوند مثلاً اجساد حیوانات با گذشت زمان تجزیه میگردد. در همه این موارد، فنا رخ نداده و وجودی معدوم نگردیده، بلکه صورتی از بین رفته و صورت جدیدی جای آن را گرفته است نه آنکه وجود جوهری یک امر معدوم شده باشد. فلاسفه از این امر (ازاله یک صورت) به فساد تعبیر کرده و در تعریف آن گفتهاند «فساد عبارت است از زایل شدن صورت از ماده، بعد از حصول آن در ماده» (جرجانی، 1407هـ، ص214) یا در تعریف دیگری آوردهاند «فساد انحلال یا چیزی شبیه انحلال است، همچنین به انحلال صورت جوهری از ماده، فساد میگویند» (آل یاسین، 1405هـ، ص407).
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
ژئومورفولوژی و هیدرولوژی ایران
اطلاعات کامل از علوم منابع طبیعیی
(آبخیزداری،ژئومورفولوژی،هیدرولوژی،آّب،خاک،گیاه)
راندگى اصلى زاگرس ( Main Zagros thrust):
راندگى اصلى زاگرس از شمال بندرعباس تا ناحیه مریوان، در طول 1350 کیلومتر امتداد دارد. در ناحیه مریوان این گسل وارد خاک عراق میشود و بار دیگر به ناحیه سردشت مىرسد و از سردشت وارد خاک ترکیه مىشود. نخستین بار ریچـاردسون و لیس از آن به عنـوان زون راندگـى نام بردند. گانسر (1960) آن را خط راندگى اصلىMain thrust line نامیده است.
این مسیر گسلى در اواخر پرکامبرین و در اثر کوهزایى کاتانگایى شکل گرفته و از آن به بعد در شکلگیرى حوضه زاگرس و در تغییرات ساختارى و رخسارهاى طرفین خود مؤثر و کنترل کننده بوده است.گسل زاگرس اثر چشمگیرى در لرزهخیزى ایران دارد و در حال حاضر، به ویژه بخش شمال باخترى آن و یا گسلهاى منطبق بر این زون شکستگى، فعالیت جوان داشته و لرزهخیزى تاریخى و ثبت شده دارنــد.
به عقیدة ریکو ( 1975 ) تراست زاگرس از دوبخش تراست اصلی و تراست جوان اصلی تشکیل شده است که به موازات هم هستند و گاهی این دو گسل به هم متصل می شوند . از شمال تنگة هرمز شروع شده و با روند شمال غرب - جنوب شرق از بخشهای غربی ایران از ایران خارج میشود و به گسلة آناتولی متصل میگردد . حدود 1200 کیلومتر طول دارد و زاگرس مرتفع یا سنندج - سیرجان را از پوستة عربستان جدا میکند راستاى گسل زاگرس از مرز ترکیه تا خاور حاجیآباد بندعباس، شمال باخترى – جنوب خاورى (N130E) است ولى در این پهنه، پیچش مییابد. از این مکان به سمت جنوب، گسل زاگرس با درازاى 250 کیلومتر داراى روند شمال باخترى – جنوب خاورى (N170E) است. این بخش از گسل زاگرس به نامهاى خط عمان، گسل زندان و یا گسله میناب نیز نامیده شده است.
سازوکار گسل زاگرس راندگى – فشارى است. شیب گسل در بخش با راستاى N130E، به سمت شمال خاورى (رانده شدن ایران مرکزى بر روى زاگرس) و در بخش N170E به سمت خاور شمال خاورى (رانده شدن مکران بر روى زاگرس) است. گسل جوان زاگرس یک گسل معکوس راستالغز راستگرد است که شیب آن نیز به سمت شمال شرق است . حدفاصل این دو گسل یک زون برشی مرتفع و شدیداً خردشده وجود دارد که زاگرس مرتفع است . در طول گسلة زاگرس تغییر شیبهای زیادی به چشم میخورد بطوریکه از حد 80 درجه تا حدود تراست یعنی Nape در طول این گسل دیده میشود
گسل زاگرس اصلی بصورت تراستی عمل کرده و از پرکامبرین فعالیت داشته ولی گسل جوان بعد از برخورد و بسته شدن نـئـوتـتـیـس در منطقه شکل گرفته و روند عمدة آن N130 است
| دسته بندی | علوم نظامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1738 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
مقدمه :
کمین، تکی است غافلگیرانه که از یک موضع پنهانی علیه دشمن متحرک یا ثابت ، ستونهای موتوری و پیاده و موقتاً ثابت اجرا می گردد. کمین یکی از قدیمی ترین و مؤثرترین عملیات نظامی است. کمین ممکن است به صورت یک یورش شدید غافلگیرانه و یا با تیراندازی به هدف اجرا گردد. کمین مؤثرترین و مناسبترین تاکتیک مورد استفادۀ یگانهای نظامی است.
1) کمین مورد استفادۀ چریکها است ، زیرا :
الف- در اجرای کمین نیازی به تصرف و نگهداری زمین نیست.
ب- چریکها با اجرای کمین می توانند یگانهایی را که از نظر جنگ افزار، نفرات و تجهیزات دهها برابر آنها است، به ستوه آورده و نابود کنند.
2) کمین مورد استفادۀ نیروهای ضد چریک است ، زیرا :
الف- چریکها را که گریزان از رزم قطعی هستند، مجبور به نبرد در زمان و مکان نامناسب و درگیر یک رزم قطعی می نماید.
ب- از تحرک و جا به جایی چریکها که امری حیاتی برای آنان است، جلوگیری می کند.
ج- تجهیزات و جنگ افزار و مهمات چریکها ، در اثر اجرای کمین علیه آنان از بین رفته و جایگزینی وسایل مورد نظر برای چریکها مشکلاتی در پی خواهد داشت.
د- سران و نفرات برجستۀ چریکها کشته یا دستگیر شده و توان رزمی و روحیۀ جنگی آنان تضعیف می گردد.
3) کمین برای پشتیبانی از جنگ های منظم، به منظورهای زیر بکار می رود :
الف- کاهش قدرت رزمی دشمن و خسته کردن دشمن.
ب- اجبار دشمن به افزایش اقدامات تأمینی، از تمرکز آنان می کاهد و بیش از اندازه آنان را محتاط و محافظه کار می نماید.
ج- اجبار دشمن به اتخاذ مواضع پدافندی و جلوگیری از گسترش آنان.
د- منحرف ساختن توجه دشمن از انجام مأموریت های طرح ریزی شده و جلو
گیری از گشت زنیهای پیگیر ومجبور کردن آنها به حرکت در ستونها و عده های کوچک.
هـ - محدود کردن عملیات دشمن از نظر رزم شبانه به واسطۀ ترس از کمین.
اصطلاحات کمین :
کمینگاه :
زمینی است که مواضع یک کمین نقطه ای در آن استقرار می یابد.
کشتارگاه :
به بخشی از زمین کمینگاه اطلاق می شود که آتشهای کمین به منظور جداساختن ، به دام انداختن و نابودسازی و انهدام هدف، در روی آن متمرکز شده باشد.
نیروی کمین :
گشتی، گروه، دسته و سایر یگانهایی که یک کمین را سازمان داده و برقرار می نمایند، نیروی کمین نامیده می شوند.
عنصر تک کننده :
عنصر تک کننده از عناصر متشکلۀ آتش و مانور در کمین نقطه ای هستند. مانند هجوم و عنصر پشتیبانی آتش در یک گشتی کمین.
عنصر کمین :
عنصری است که سیستم اعلام خبر سریع را برقرار و در حقیقت بخش تأمین کنندۀ نقطه ای به شمار می آید. مانند عنصر تأمین در گشتی کمین.
کمین عنکبوتی :
نوعی کمین نقطه ای است که عنصر تک کننده در حفره روباههای که کاملاً استتار و پوشانیده شده اند، مخفی شده و به محض صدور فرمان حمله، عنصر تک کننده سرپوش واضع خود را عقب زده و ضمن برخاستن از زمین به سمت هدف آتش گشایی نموده و به هدف تک می کند. معمولاً این نوع کمین در زمین های باز و بدون پوشش انجام گرفته و از جمله کمین های نزدیک می باشد.
کمین دور :
نوعی کمین منطقه ای است که عنصر هجوم در مسافت دورتری (بیش از 40 متر) قرار گرفته باشد. معمولاً منظور از این نوع کمین تیراندازی به دشمن است.
کمین ایذایی :
منظور از آن اذیت کردن، بر هم زدن آرایشها و به تأخیر انداختن دشمن است که فقط با تیراندازی به هدف اجرا می گردد.
کمین انهدامی :
کمینی است که به منظور نابودی قطعی هدف اجرا شده و با آتش انبوه همراه است.